صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

52

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) نزديك به اين انديشه‌هاى خرافى و بىبنيان ، اعتقاد به آويزان كردن قوزك پاى خرگوش و نامبارك دانستن برخى از روزها ، ماهها ، حيوانات ، دوره‌ها و روزگاران ، زنان كهنسال و جغد ( بوف / بوم ) كوچك و اين كه شخص مقتول ، روحش آرام نمىگيرد ؛ مگر انتقام خونش گرفته شود . و [ اگر نه ] روحش در قالب بومى ، در دشت و بيابان به پرواز درمىآيد و مىگويد : « صدى ، صدى » : « 1 » تشنگى طاقت فرسا . . . يا مىگويد : « اسقونى ، اسقونى » : مرا سيراب كنيد ، مرا آب دهيد . اما وقتى انتقامش را بگيرند ، ساكت و آرام مىشود . « 2 » ( 2 ) مردم جاهلى ، اين اعتقاد را داشتند و با اين وصف بقايايى از دين ابراهيم - عليه السّلام - را مانند احترام بيت ، طواف ، حج و عمره ، وقوف در عرفه و مزدلفه و هدى نيز حفظ كرده و همه را فراموش نكرده ؛ جز اين كه بدعتهايى بر آن افزوده بودند . ( 3 ) از جمله مىگفتند : « ما فرزندان ابراهيم و اهل اللّه و حرم‌نشين و سرپرست برحق خانهء خدا و ساكن مكه هستيم و كسى از عرب هم چون ما داراى امتياز و منزلت نيست ، و خود را [ در دين و در جنگ ] دلاور و شجاع مىخواندند و مىگفتند : نبايد از حرم خارج شويم . بنابراين در عرفه وقوف نمىكردند و از آنجا روان نمىشدند ؛ بلكه از مزدلفه روان مىشدند - [ و به سوى منى حركت مىكردند ] . قرآن به قريش مىفرمايد : « ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ . . . » « 3 » [ پس ، از همان جا كه مردم روانه مىشوند ، شما نيز روانه شويد . . . ] ( 4 ) و مىگفتند : سزاوار نيست كه مردان دين‌دار و دلاور قريش ، [ براى تهيه كردن ماست ] روى ظرف شير را بپوشانند و چربى كره را صاف كنند و به خانهء ساخته از موى چارپايان ، وارد شوند مادام كه در احرام‌اند . بايد زير سايهء منزل ساخته شده از چرم « 4 » بنشينند . « 5 » نبايد اهل

--> ( 1 ) - صدى : جسد آدمى ، مغز سر مرد لطيف‌اندام و سبك . مردى كه در مال خود با ملايمت و نرم‌خويى تدبير كند . ج أصداء . گونه‌اى ماهى سياه دراز . انعكاس صدا . « صمّ صداه » : هلاك شد . . . پرنده‌اى خرافى كه گويند از سر شخص كشته شده بيرون مىآيد و همواره مىگويد : « اسقونى : سيرابم كنيد . » تا انتقام خون او گرفته شود . جغد نر ، كنيهء آن « امّ السّهر » و « امّ القويق » است . ( لاروس ) ( 2 ) - صحيح بخارى / 2 / 857 - 851 ، همراه شروح شيخ احمد على سهار نفورى . ( 3 ) - بقره / 199 . ( 4 ) - ابن كلبى مىگويد : خانه‌هاى عرب ، شش نوع بوده‌اند : خيمه‌اى از چرم ، سايه‌بانى از موى بز ، خرگاه و چادرى از پشم ، پارچه‌اى خط خطى كرك و خيمه‌اى كپر مانند از شاخهء درخت و غارى در درون كوه يا حفره‌اى در زمين . ( لسان ج 1 / ص 169 ) . ( 5 ) - ابن هشام / 1 / 199 / صحيح بخارى 1 / 226 .